مرضيه محمدزاده

1258

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

هرگز از باطل جدا نابوده‌اى * دشمن حق بوده‌اى تا بوده‌اى بىخبر اى از خداوند مجيد * وز حسين ( ع ) آن پيشواى هر شهيد آنكه ايمان را مهين رهبر بود * پيشواى دين پيغمبر بود از حسين ( ع ) و همت والاى او * شور كارستان عاشوراى او بينمت چون مرگ آيد ناگزير * لرزدت جان از نهيب و رخ زرير او به مردى جان دهد در كارزار * مسند تو خاك و آخر كار ، زار او به راه حق سرافشان مىكند * جان درين ناورد قربان مىكند « من چه گويم يك رگم ، هشيار نيست * شرح آن يارى كه او را يار نيست » « چيست خود آلاچق آن تركمان » * « پيش پاى ژنده پيلان دمان » « 1 »

--> ( 1 ) - امام حماسه‌اى ديگر ؛ ص 175 - 181 .